چهار شنبه ١٢  شهريور  ١٣٩٣
مديريت
Hamshahri Magazines Group
  تعرفه هاي آگهي   کافه نویسندگان   اشتراک مجلات href="http://hmg.ir/archive/2-frontpage/181-sub.html
جستجو : 
  گفت و گو    
  چهره ها    
  پيشخوان    
  پرونده    
  ميهمان    
  عکس    
  فيلم    
  پادکست    
کد مطلب:22281 | تاريخ: ۱۳۹۱/۲/۱۸ | ساعت:۱۸:۱۱









گام اول در قرائت نقادانه‌ مدیر مدرسه؛

  چگونه رمان بخوانیم

«مدیر مدرسه» از نوع رمان‌هایی است که می‌کوشند تا از هر حیث «واقعی» جلوه کنند. آل‌احمد به پیروی از شیوه‌ای که در سایر آثارش به کار برده است، در این رمان دنیایی آشنا را توصیف می‌کند که دست‌کم برای آنان که وضعیت آموزش‌وپرورشِ کشور ما در دهه 1330 را می‌شناسند، بسیار شبیه به واقعیت به نظر می‌رسد.

همشهری داستان/شماره 12/حسین پاینده:

«مدیر مدرسه» از نوع رمان‌هایی است که می‌کوشند تا از هر حیث «واقعی» جلوه کنند. آل‌احمد به پیروی از شیوه‌ای که در سایر آثارش به کار برده است، در این رمان دنیایی آشنا را توصیف می‌کند که دست‌کم برای آنان که وضعیت آموزش‌وپرورشِ کشور ما در دهه 1330 را می‌شناسند، بسیار شبیه به واقعیت به نظر می‌رسد.

 

شخصیت اصلی این رمان معلمی است که پس از ده سال تدریس در مدارس، احساس بیهودگی و ملال می‌کند و از این رو با توسل به واسطه‌ای بانفوذ، حکمی برای مدیریت یک مدرسه‌ی دورافتاده می‌گیرد تا شاید بتواند مدرسه‌ای متفاوت ایجاد کند.

اما در جریان رتق‌وفتقِ امور مدرسه متوجه می‌شود که بوروکراسی و ارتشاء، تحقق آرمان‌های او را عملا ناممکن می‌کند و نتیجتا در پایان رمان، با استعفا از مقام‌اش، سودای مدیریت دل‌سوزانه و درست کردن مدرسه‌ای بی‌عیب‌ونقص را از سر بیرون می‌راند و برای همیشه با دنیای تدریس و معلمی خداحافظی می‌کند.

 

از همین خلاصه‌ی چندسطری هم پیداست که «مدیر مدرسه» مضمونی اجتماعی دارد و درون‌مایه‌ی رایج در رمان‌های رئالیستی ایرانی در دهه‌های 1330 و 1340 را بازمی‌نمایاند.

مطابق با این درون‌مایه‌ی متداول، شخصیتی آرمان‌گرا می‌کوشد تا واقعیت‌های تلخِ پیرامون خود را عوض کند اما در نهایت ناکام می‌ماند و دست از تلاش برای نیل به آرمان‌اش برمی‌دارد.

 

واقعیت‌های تلخی که ذهن این شخصیتِ دگرگونی‌طلب را به خود مشغول می‌کنند، غالبا مسائلی از قبیل فقر، فاصله طبقاتی و محرومیت‌اند که همگی صبغه‌ای اجتماعی دارند.

به بیان دیگر، این رمان‌ها به جای کاویدن دنیای درونی شخصیت‌ها، دنیای پیرامون آنان را مورد مداقّه قرار می‌دهند. راویانِ رمان‌هایی از قبیل «مدیر مدرسه»، نقصان‌ها و مسائل جامعه‌ی خود را تیزبینانه می‌بینند و می‌کوشند تا گزارشی تا حد ممکن مطابق با واقع از مشاهدات‌شان به خواننده ارائه کنند.

 

در خوانش تحلیلی این رمان‌ها، در درجه‌ی اول نه خودِ شخصیت اصلی بلکه مشاهدات این شخصیت از دنیای پیرامون‌اش اهمیت دارد و باید بررسی شود. این درست خلاف وضعیتی است که خواننده در رمان‌های مدرن با آن مواجه می‌شود.

در رمان‌های مدرنیستی، استنباط شخصیت اصلی از جهان پیرامون‌اش، یا نحوه‌ی انعکاس یافتن واقعیت‌ها در ذهنِ منفردِ او، در کانون توجه خواننده قرار می‌گیرد.

 

در رمان‌های رئالیستی، برعکس، فرض بر این است که واقعیت‌های مشهود در جهانِ پیرامون ما برای اذهانِ همه‌ی انسان‌ها یکسان جلوه می‌کند و لذا روایت راوی از آن‌چه دیده، عین واقعیت است.

به تعبیری، رمان رئالیستی حکم آینه‌ای را دارد که طبیعت (واقعیت‌های جهان ما) را در خود بازمی‌تاباند. از این منظر تئوریک، برترین رمان‌ها هم‌چون آینه‌هایی با سطحی بسیار صیقلی‌اند که می‌توانند تصویری روشن و باورپذیر از جهان ارائه دهند. ارائه‌ی چنین تصویری در گرو مِیل کردن به سَمتِ عینی‌گرایی و دوری از هر‌گونه ذهنی‌گرایی است.
 

ادامه این مطلب را در شماره 12 (اردیبهشت) مجله داستان می‌توانید بخوانید.




  

نام

آدرس ايميل

نظر


ارسال